ملا محمد مهدى بن على نقى شريف
152
زاد المسافرين ( فارسى )
مثقال ؛ جوز ماثل - كه آن را تاتوره گويند - سه مثقال ؛ اجزاء را كوبيده با دو برابر مجموع عسل به قوام آورند و بسرشند و قدر شربتش يك نخود . و نوبه ربع هرگاه مادهاش بسيار نباشد و به نهج مذكور تدبير به عمل آيد ، بعد از هفتاد روز همين مخدرات كفايت مىكند و احتياج به تنقيه ندارد . و اگر مادهء فاسد در بدن بسيار باشد ، بايد تنقيه كرد تا رفع مرض شود . و اگر تنقيه را بعد از شش ماه بكنند بهتر است و بعضى تنقيه را بعد از هفتاد روز كردهاند . بالجمله تنقيه به حسب خلط محدث مرض به عمل آيد چنانكه ماده از احتراق خون باشد به علامات غلبهء خون چنانچه مكرر مذكور شد ، اولا فصد باسليق بكنند ، ملاحظه نمايند اگر خون بسيار سياه و غليظ باشد ، بگذارند كه شصت مثقال بيايد و اگر رقيق و سرخ و كمرنگ باشد ، البته دفعتا ببندند و نگذارند كه بيايد كه بر اين تقدير ، فصد ضرر عظيم مىكند و بعد از آن بر هر تقدير ، مشغول دادن مسهل و منضج شوند . اگر ماده از احتراق صفرا باشد ، علامتش علامت غلبهء صفراست ، چنانچه مذكور شد . علاجش با علاج دموى متّحد است ؛ مگر اينكه در صفراوى فصد مجاز نيست و منضج و مسهل و ساير تدابير از هريك از دموى و صفراوى يكى است . و بالجمله در بعضى كه از حرارت مزاج باشد ، معالجه به اين نحو نمايند كه منضجى از گاو زبان ، شاهتره و ريشه كاسنى و پرسياوشان ، تخم كاسنى ، بادرنجبويه از هريك ، دو مثقال ؛ ترنجبين ، هفت مثقال ؛ بدهند تا شش روز يا اينكه ماء الشعير با سكنجبين شش روز بدهند و بعد از آن منضج مذكور را چهار روز بعد از آن مسهلى از اجزاء منضج مذكور به اضافه سناى مكى ، پوست هليله كابلى ، بنفشه ، بسفايج ، افتيمون از هريك ، سه مثقال ؛ مويز منقى بيست دانه ، مغز فلوس ، ده مثقال ؛ روغن بادام ، يك مثقال ؛ و باز منضج مذكور را